السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : رضا اسلامى )
49
دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى )
مىگويم . اگر حكومت به درخواستهاى ملت توجه نكند ، از همه خواهم خواست به هر قيمتى كه شده مسير را تا تحقق اهداف دنبال كنند . چون اين كار دفاع از نفس و كرامت انسانى و دفاع از اسلام و رسالت الهى ماست » . در بخشى از پيام دوم ، كه در دهم شعبان صادر شد ، فرمودند : « من به فرزندان خود از آحاد ملت اعلام مىكنم كه آهنگ شهادت دارم و شايد اين آخرين پيامى باشد كه از من مىشنويد . درهاى بهشت گشوده شده تا قافلهء شهدا را پذيرا گردد و پيروزى را براى شما رقم زند . چسان زيباست شهادت كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - دربارهء آن فرمودند : « انها حسنة لا تضرّ معها سيئة » . شهيد با شهادت خود گناهانش را ، هر اندازه كه باشد ، مىشويد و پاك مىكند . پس بر هر فرد مسلمان در داخل و خارج عراق لازم است در طريق مبارزه تا نابودى حزب بعث و آزادى كشور از چنگ اين گروه غير انسانى و ايجاد حكومت صالح و نمونه براساس اسلام ، با تمام جديّت بكوشد ؛ هرچند به قيمت جان او تمام شود » . اما سخن استاد در پيام سوم سوز و گداز خاصى داشت . سراسر وجودش از درد و رنجى كه بر ملت هموار شده بود ، مىسوخت . در اين پيام تصريح كردند كه « مسألهء ما ، شيعه و سنى نيست ، مسألهء اسلام است . اين حكومت ، حكومت سنى نيست ، هرچند در ظاهر منسوب به تسنن باشد . بايد به توحيد كلمه چنگ زنيد تا عراق مظلوم از سلطهء اين گروه نجات يابد . » دنبالهء وقايع را در اين مقطع تاريخى از زبان شيخ نعمانى ، تنها شاگردى از شاگردان استاد كه در ايام حبس در منزل همراه ايشان بود ، دنبال مىكنيم : « در زمان حيات استاد گاه شنيده مىشد كه مىگفتند ايشان بيش از اندازه عاطفى است . اما راز اين عاطفهء شديد را كسى نمىداند ، مگر آنها كه با استاد بودهاند و در فراز و نشيب امور او را همراهى كردهاند . آرى من اين حالت را در طول سالها تماس كه با ايشان داشتم ، احساس كردهام . اين عاطفه براساس ايمان به خدا و عقيدهاى بود كه قربانى آن شد . چند حكايت را